هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
246
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
و « مه » نبود ، و الا بسيار به مردم زحمت مىداد ، بلكه بيم هلاكت داشت . « 1 » خلاصه ، رسيديم به اوّل سرازيرى « پلور » . جادّه ، يخ زيادى داشت . پياده شده ، خيلى از راه را پياده رفتيم . از « رينه » كه قدرى راه آمديم ، كلّهء « كوه دماوند » پيدا شد . « رينه » ، زير دامنهء « دماوند » واقع است . از اينجا « دماوند » ، خيلى پست و كوتاه مىآيد . در « پلور » و راه آنجا ، برف كمتر بود . از پل « پلور » گذشته ، قدرى كه رفتيم ، دست راست گردنهء « امامزاده هاشم » ، به نهار راه افتاديم . چادر دير رسيد . آتش افروختند . الحمد لله باد و مه نبود . توضيح آنكه « پلور » ، كه در دامنهء [ كوه ] دماوند واقع شده ، از ييلاقات بسيار سرد است ؛ طورىكه در اواسط تابستان و منتهاى حرارت هوا ، آنجاها آب يخ مىكند و اين ، كمال خوشبختى بود كه در اين فصل ، به اين سهولت از آنجاها عبور شد . بعد از نهار ، به تعجيل سوار شده ، رانديم ، كه مبادا هوا منقلب شود . باز خيلى پياده رفتيم . « حكيم الممالك » ، كه از « طهران » آمده بود ، بالاى گردنه به حضور رسيد . و نزديكى « امامزاده هاشم » ، « حاجى ميرزا يحيى » حاكم « دماوند » ديده شد . رانديم سر پايين ، تا رسيديم به صحرا . على نقى خان سرتيپ « 2 » دماوندى كه [ در ] « استرآباد » بود و از آنجا به تهران رفته و از « طهران » به اينجا آمده بود ، ديده شد . 2 ساعت و نيم به غروب مانده ، وارد منزل شديم ، كه « چشمهلا » است . سهشنبه ، غرّه « 3 » ذى القعدة الحرام [ 1292 ه . ق . ] در « چشمه لاى دماوند » اتراق شد . تمام روز به كار گذشت . هوا ، بسيار سرد بود . چهارشنبه ، دوم [ ذى القعدة الحرام 1292 ه . ق . ] امروز بايد برويم به « بوم هند » « 4 » .
--> ( 1 ) . « از اينجا به بعد راه بسيار بد و مشكل است . برف كه ديروز و ديشب باريده بود ، يخ بسته بود ، پاىها قدرت حركت نداشتند . بعضى جاها كه يكپارچه يخ شده بودند ، مجبور بر اين شدند كه نمد اسبها را فرش بكنند و اسبها و قاطرها را از روى نمد عبور دهند . به قدرى راه بد بود كه شاه نيم فرسخ پياده تشريف آوردند . . . در اصل قله گردنه مقبره امامزاده هاشم است و يك كاروانسراى كوچكى در قديم از سنگ ساخته بودند كه همانطور حالا برقرار است . . . از آنجا چشمهء لار كه از دهات دماوند و متعلق به اولاد احمد خان نوائى است . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 53 ) ( 2 ) . در اصل : سرتيب ( 3 ) . منظور : اول ، آغاز . ( 4 ) . « منزل امروز بومهن ملك مستوفى الممالك و 4 فرسخ راه بود . . . اهالى قريهء بومهن اغلب ارمنى هستند . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 53 ) . امروز به آن بومهن مىگويند و شهرى است كوچك و خوش آب و هوا .